+
نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387ساعت 4:16 توسط رضا
|
باز هم سلام
بهار هم اومد اما انگار بد شانسی من تموم
نمیشه .
اگه خدا کمکم کنه تا چند روز دیگه از
بلاتکلیفی در میام وگرنه...
تموم.
هم افتتاح شد.خوشحال میشم سر بزنین.
کلیک کنید
www.itnet.ir
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 13:55 توسط رضا
|
با سلام به همه دوستان
اول از همه ممنون از دوستان خوبی که نظر دادن .
یه سوال برام پیش اومده اینکه آدمهایی که عاشق هستن عشقشون رو با معشوقشون تقسیم می کنند اما آدمهایی که تنها هستن تنهایی خودشون رو باید با کی تفسیم کنن؟
شاید وقتی خط بالا رو بخونین بخندین. اما وقتی خیلی تنها باشین به پوچی هم میرسید حتی اگه دانشمند باشین.
فعلا خدا حافظ تا بعد
زندگینامه یانگوم یازیگر سریال جواهری در قصر!!!
چگونه از ترشيدگي جلوگيري كنيم؟ (ويژه دخترهای دم بخت)
ترفند
جکهای تصادفی
مطالب طنز
.: فال :.
اگربه کسی علاقمند هستید و میخواهید از احساس او نسبت به خود باخبر شوید ...
+
نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 19:39 توسط رضا
|
با سلام
چند ماه چیزی ننوشتم نمیدونم چرا اما میخوام دوباره بنویسم تا شاید کمی اعصابم آرامش پیدا کنه.
تو این چند وقت تجربه خوبی پیدا کردم .اول اینکه انگار نباید به کسی راست گفت کلک و فریب به دل
بعضی ها بهتر میشینه.
خوب بودن گناهه!
انگار دروغ و فریب خیلی بهتره!
نظر شما چیه؟
+
نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 3:2 توسط رضا
|
گاهی باید رفت.
گاهی باید فراموش کرد
گاهی باید نماند
گاهی باید تحمل کرد
گاهی ...
کاش می شد گاهی برای خود زندگی کرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 21:17 توسط رضا
|
مجاز شدن یا نشدن مساله این است!!!
با سلام خدمت همه دوستان کنکوری و خانواده های کنکوری این دوستان.
دو سه روزی از اعلام نتایج کنکور میگذره و بعضی ها خیلی خیلی خوشحال هستند و بعضی ها هم کمی غمگین خب همینه انشاالله سال بعد.
حالا من میخوام کمی با این کنکوری های عزیز شوخی کنم امیدوارم ناراحت نشین.
اتفاقاتی که بعد از اعلام نتایج رخ میده به شرح زیر:
1-بعضی از افراد وقتی قبول میشن از خوشحالی زیاد به قول معروف(در پوست خودشان نمی گنجند)و متاسفانه جان به جان آفرین تسلیم می کنند.(جوان مرگ میشوند).
2-بعضی از افراد هم در سکوت عمیقی فرو می روند و در این عمق زیاد غرق میشن.(بدون غریق نجات).
3-عده ای از افراد قبول شده از شادی زیاد بابت مجاز شدن انتخاب رشته آنقدر به دوست و اشنا شیرینی میدن که همه مرض قند میگیرن و میمیرن(جو گیر خودشیرین).
4-عده ای از افراد که مجاز نشدن در عملیات عجیب وتروریستی و انتحاری با دزدیدن هواپیما و کوبیدن آن به ساختمان سازمان سنجش اعتراض خودشون رو ابراز می کنند.(تجدید خاطره 11 سپتامبر).
5-البته قبل از این عملیات انتحاری عده ای در یک اقدام هماهنگ به سمت ساختمان سازمان سنجش هجوم برده و هر کدام یک مشت نا قابل به دیوار سازمان می زنند تا کمی از عصبانیت خود کم کنند.(نتیجه این کار پودر شدن سازمان).
6-اما در این میان جالب است عده ای هم تغییر جنسیت داده و به جانورانی مثل سوسک وگربه وخرچنگ و ... تبدیل می شوند.
7-عده ای هم به فکر خود کشی می افتند و برای این کار بعد از تهیه یک سطل آب سر مبارک را به مدت 10 ثانیه داخل آن قرار داده تا خود را از این غم برهانند.(مردن با کلاس).
8-عده ای از قبول نشدگان هم در اقدامی دیگر چون معتقد هستند استعدادهایشان در این کنکور دیده نمیشود سعی در فرار از این مهلکه دارند و بعد ها به این عمل فرار مغز ها گفته می شوید.(قربونت مغز).
9-ضمنا گروهی دیگر مثل بچه مثبت ها کتابها را دوباره در آورده وبرای کنکور سال آینده آماده می شوند.(آفرین همت و پشتکار).
10-بعضی دیگر از قبول نشدگان دلیل این امر را در مصاحبه با رسانه ها داشتن دوست نا باب و پخش سریالهای جذاب شبانه و هفتگی مثل جواهری در قصر و مسابقات فوتبال جام باشگاههای اروپا...میدانند.
با تمام شدن مطالب باید گفت دوستان عزیز و خانواده های محترم همگی خسته نباشید امیدوارم در هر جا که هستید همیشه موفق باشید اما عزیزان همه چیز کنکور و دانشگاه نیست چه فراوان هستند افرادی که با مدرک تحصیلی دانشگاهی به شغلهای غیر مرتبط اشتغال دارندو آن مدرک کذایی فقط به درد شب خواستگاری می خورد و بس.
چون حالا حالا ها کنکور ادامه دارد و شما عزیزان هیچ ترسی نداشته باشید چون دفعه بعد قبول می شوید.
امیدوارم که از خواندن مقاله نا راحت نشوید من قصد داشتم تا کمی با شما شوخی کنم تا کمی از خستگی شما کم شود.
امیدوارم همیشه شاد و سبز باشید ادامه دارد
+
نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت 1:58 توسط رضا
|
با سلام همین امشب تو اخبار گفتن میانگین سن ازدواج دختران 21/8سال و پسر ها 25/8سال.و تعداد افراد مجرد خیلی خیلی کم میباشد.
توصیه های جدی جدی:
گه سن شما زیر این ارقام باشه که شانس آوردین اگرنه وای... پس دست به کار بشین تا آمار دولت به هم نخوره
و طبق آمار دولت اگه سن شما بالاتر از این اعداد بود و هنوز ازدواج نکردین با نهایت تاسف و غم و از این حرفها شما از دهن افتادین و
مثل اون چند نفر جوان مجرد(که فقط حدود چهارمیلیون نفر هستند) که آمار دولت رو به هم میزنن شما باعپ بد آموزی جوانهای دم بخت
هستید.
نه اصلا راه نداره من باید بگم ما جوانهای مجرد بقیه رو خراب میکنید . آخه با این همه کار وحقوقهای میلیون ریالی چرا ازدواج نمی کنید و
آمار دولت رو بهم میزنید؟؟؟
اگه دختر هستی یقه اولین خواستگار را بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشد.
در معرض دید باشید. تا زودتر این شتره بیاد طرف شما.
اگه قراره واسه شما مهمون بیاد مخصوصا اگه پسر داشته باشه حتما غذا درست کنین و چای ببریدو اینکه یه گوشه مخفی نشین.
ضمنا اگه کسی مساله ازدواج رو مطرح کرد زیاد ناز نکنین شاید طرف خر بشه و بره.
توجه اگه این موارد نشد و شما کمی عرضه داریدو به کسی کمی علاقه دارید به یک عمل انتحاری دست بزنید.
ضمنا کلیه عواقب این کار به عهده خودتونه. فردا اگه نشد منو نفرین نکنید که....
و اما این راه : شما وقتی دیدید که کسی سراغ شما نیومد و شما هم علاقه ای به کسی داشتید برین و ازش خواستگاری کنید اما مطمئن
باشید اون هم به شما علاقه داره. ضمنا نگین که این کار اوه ... زشته و از این حرفها کمی آپدیت باشید همیشه که قرار نیست سنتی باشیم.
اما اطمینان داشته باشین اون طرف هم شما رو دوست داره و اگر جوابش نه باشه............
اینها همه واسه اینه که آمار دولت به هم نخوره و سن ازدواج بنا به گفته بعضی ها 27/8برای دخترها و 29/1 برای پسر ها نشه.
الهی بختتون سریع باز بشه...
اگه نظر بدین دنباله این موضوع رو هم مینویسم و انواع عشق و بقیه رو به طنز می نویسم.
خدا نگهدار همه
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 1:50 توسط رضا
|
امروز 25 ساله شدم.
اما باز هم تنها
باز هم خسته
باز هم گمشده
.....
+
نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 1:51 توسط رضا
|
چند روز بود که از اینترنت استفاده نکردم اما الان دوباره برگشتم چون هفته دیگه تولدمه و من 25 سا له میشم.تصمیم گرفتم از این به بعد
مرتب تر بنویسم و سایتم رو هم آپدیت کنم.البته هر کسی علاقه داشته باشه میتونه با من همکاری کنه خیلی خوشحال میشم.
الان چند وقته دارم به این موضوع فکر می کنم که من تو این سالهای زندگی راه رو درست انتخاب کردم یا نه؟ این فکر منو تنها نمیذاره
از دید بقیه من تا حالا موفق بودم .تا اینجا هر چی که خواستم بدست آوردم به جز... اما نمیدونم راه درست همین بوده یا نه؟
خیلی سخته من دارم وارد 25 سالگی میشم اما نمیدونم باید چی کار کنم.
خدا کنه کسی گم نشه.
خدایا !
مگذار دعا کنم
که مرا از دشواری ها و خطر های زندگی مصون داری
بلکه دعا کنم تا در رویا رویی با آنها بی باک و شجاع باشم.
مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی بلکه توان چیرگی بر آن را به من بخشی.
الهی که کسی گم نشود .....
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 1:46 توسط رضا
|
دغلبازان ز کس پروا ندارند
چو طوفان بلا درملک برخاست ........ نهان شد اختر آسوده حالی
به کشور قامت آزادمردان ............... بزیر بار محنت شد هلالی
مکان صالحان شد کنج اندوه ............ نصیب ناکسان شد کاخ عالی
سفیهی بر وزارت گشت منصوب ....... دبنکی بر ولایت گشت والی
حریفان ماستها را کیسه کردند ......... که قائم شد اصول ماستمالی
به راه اعتدال از بس نرفتند .............. به کشور چهره شد بیاعتدالی
کسی شد چارهسازحال مردم ............. که هر ساعت شود حالی بحالی
شغال مرده از سوراخ برجست .......... گرفت از سر ره و رسم شغالی
سگان را نغمه ارشاد برخاست ........... خران را دعوت صاحب کمالی
دغلبازان ز کس پروا ندارند .............. الا ای خضر ره جای تو خالی
شعر را مرحوم رهی معیری گفته ، آن هم در سنوات ماضی یعنی دهه بیست!!!!
+
نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 2:22 توسط رضا
|
مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه
1. عصر شکار: 20 کيلو گوشت دايناسور، 40 کيلو گوشت اژدها. نتيجه: دايناسورها منقرض شدند
2.عصر کشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي. نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس براي خانوم ها
3. عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني. نتيجه: افزايش شکستگي سر مردان به دليل تماس با گرز آهني
4. عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم نتيجه: کمبود آب و جيره بندي شدن آب
5.عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سکه طلا، يک اتومبيل و هرچي که با ص شروع ميشد نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد
6.عصر کامپيوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!! نتيجه: هرچي عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتيجه گيري کلي: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعني چي؟؟
عامل اصلي انقراض دايناسور ها==> عروس ها
عامل اصلي کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلي افزايش ماشين هاي فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلي افزايش چاقي و افزايش بيماري ها==> عروس ها
+
نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 3:54 توسط رضا
|
کاش می شد که وایسه
چون با من همکاری نمیکنه
شاید نا شکری باشه اما دیگه تحملم تموم شده نمیدونم چرا
اما دیگه بریدم.
خب هر کسی یه جایی کم میاره من هم طاقت وتحملم تموم شده.
خدا نکنه آدم گم بشه...
تا بعد خدا حافظ همیشه شاد و سبز باشید
+
نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 3:45 توسط رضا
|
مراحل تکامل عشق (دختر پسرا بخونند)
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
+
نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 2:55 توسط رضا
|
ازش یه سوال کردم تو جدال عقل و قلب طرف کدوم رو میگیره؟
کمی فکر کرد و گفت بستگی به شرایط دازه
گفتم اگه عشق باشه؟
مکث کوتاهی کرد و گفت کمی سخت شد اما فکر کنم من طرف قلب رو بگیرم !
گفتم اشتباه میکنی
با تعجب گفت پس عقل حتما درسته دیگه؟
بهش گفتم این راه رو هم انتخاب کردم اما جواب نداد
با جدیت پرسید راست میگی یا مثل همیشه شوخی میکنی؟؟
بهش گفتم راست راست میگم من حرف عقل رو گوش کردم و از راهنمایی عقل کمک گرفتم اما شکست خوردم.
حتی یک بار هم از عقل و قلب با هم کمک گرفتم اما باز شکست خوردم. دیگه نمیدونم چیکار کنم. انگار به من این چیزا نیومده.
در جواب من گفت مشکل از خودته و گرنه هر کدوم از این راهها مشکل یه ملت رو حل میکنه..
در مورد حرفش فکر کردم انگار درست گفت درست. خودم هم دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط!!!!
خدا نکنه آدم گم بشه...
تا بعد خدا حافظ همیشه شاد و سبز باشید
ضمنا اگه نظرات بیشتر بشه هر روز می نویسم.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 1:58 توسط رضا
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 2:52 توسط رضا
|
اگه خوشگل باشن مي گن عجب j يگريه!
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!
اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود!
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با BF شه!
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 2:51 توسط رضا
|
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد
گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد
دوست دارم که به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگـــذاريد
اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد
اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد
چشمی آبی تر از آيينه گرفتارم کرد
بس کنيداين همه دل دور وبرم نگذاريد
آخرين حرف من اين است،زمينی نشويد
فقط... از حال زمين بی خبرم نگــذاريد
وباز هم........می بوسمتان.
+
نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 3:44 توسط رضا
|
با سلام به نام خداوند عشق وتمام عاشقان من باید زودتر از این مطلبی رو آماده می کردم و روی سایت قرار میدادم اما به خاطر یه کسالت جزیی این فرصت پیش نیومد. امیدوارم بعد از این با توان بیشتری به کارم ادامه بدم و مطالب بیشتری آماده کنم وتوی سایت قرار بدم. شاید با این کار ذره ای از دینم رو به ایران عزیز ادا کنم. در چند ماه اخیر اتفاقات زیادی رخ داده از تحریم ایران توسط شورای امنیت و... اما مهمترین اتفاق این چند وقت اخیر ساخت و اکران فیلم کاملا مزخرف 300 هست .احتمالا شما دوستان هم از روی حس کنجکاوی این فیلم رو دیدین وحتما صد در صد شما با من هم عقیده باشید که این فیلم نه تنها توهین مسلم به تاریخ چند هزار ساله ایران عزیز ماست بلکه توهین به شعور همه ماست . این فیلم از همه نظر سفارشیه و در کل فیلم هیچ چیز مثبتی در مورد ایرانیان وجود نداره و کل ایرانیان آدمهای بربر و به دور از تمدن نشان داده شدند. مثلا در اولین جنگ دو طرف این 300 نفر سرباز یونانی در مقابل ارتش امپراطوری ایران چنان ایستادگی می کنند که حتی یک یونانی هم کشته نمیشه اما در عوض سربازان امپراطوری ایران با چنان فضاحتی کشته می شوند که( شرمنده همه هموطنان عزیزم ) انگار یونانیها دارند یه دسته مرغ رو سلاخی می کنند. به نظر من بعد از اکران بین المللی فیلم 300 باید عزای عمومی اعلام می شد اگر سازندگان فیلم وجدان داشتند کمی در مورد ایران بیشتر تحقیق می کردند تا یه چیز واقعی تر می ساختند اما این یه فکر باطل و بیهوده است چون قصد سازندگان فیلم همین تخریب بیشتر فرهنگ وتاریخ چند هزار ساله ایران ماست. اما باید نیمه دیگر لیوان رو هم دید و اون نیمه اینه که توی ایران خودمون تا حالا چند تا فیلم در مورد امپراطوری با شکوه گذشته ایران ساخته شده؟ تا جایی که من تحقیق کردم تا حالا هیچ فیلم یا سریالی در این زمینه ساخته نشده و این تائیدی بر کم کاری و کم فروشی مسولان فرهنگی و تمام فیلم سازان مدعی هست که در این زمینه هیچ کاری ارائه نکردند حتی یک کار ضعیف که نشان بدهد ایرانیان به فکر تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله خودشون هستند. اما متاسفانه این اتفاق تا حالا نیفتاده مگر هزینه تولید یک سریال یا فیلم تاریخی چقدر هست مگر نه اینکه تو این چند سال چند تا مجموعه تاریخی و مذهبی ساخته نشده؟ خب معلومه که امکان ساخت وجود داره اما سوال اینه که چرا در مورد کوروش کبیر, خشایارشاه , داریوش, نادر ,کریم خان , امیر کبیر ,شهید مدرس و.... این اتفاق نیفتاده ؟؟؟ مثلا وقتی بدون مطالعات کارشناسی سد سیوند احداث شد تازه قرار شده در مورد آبگیری این سد تصمیم گیری صورت بگیره چون احتمال داره مقبره کوروش به زیر آب بره , این یک نمونه از خروارها..... هست همین مسائل باعث شده کشور امارات که زیر پاهای خودمون افتاده ادعاهای جعلی داشته باشه مثلا اسم جعلی خلیج ع.... به جای خلیج همیشه فارس . کم توجهی بعضی از مسولان فرهنگی کشور باعث شده همین امارات یک شعبه از موزه لوور پاریس رو دریافت کنه اما ما چی؟ کی حرکت میکنیم ؟ کی مقابله میکنیم؟ باید عجله کرد چون تاریخ به خاطر ما هرگز صبر نمیکنه. با تشکر از اینکه این مقاله رو مطالعه کردید حتما نظرات خودتون رو به یکی از آیدی های بالا بصورت ایمیل یا آف بفرستید حتما به اسم خودتون تو سایت قرار میدم. همیشه شاد و سبز باشید با تشکر رضا
+
نوشته شده در یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 2:17 توسط رضا
|
وقتي چشمات ديگه اشکي واسه ريختن نداشته باشه وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي .... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي وقتي ديگه دفتر و قلم تنهات گذاشته باشن .... وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه وقتي چشم از دنيا ببندي و آرزوي مرگ کني .... وقتي احساس ميکني ديگه هيچ کس تو رو درکت نميکنه وقتي احساس کني تنها ترين تنهاي دنيا هستي .... و وقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش کرد چشمات رو ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که صدات کنه
+
نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 1:59 توسط رضا
|
من نمي گويم که با من يار باش من نمي گويم مرا غم خوار باش من نمي گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما ياري نبود قصه هايم را خريداري نبود!!! واي! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو ديوارتان خون مي چکد خون من،فرهاد،مجنون مي چکد خسته ام از قصه هاي شوم تان خسته از همدردي مسموم تان اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلي،کسي مجنون نشد
+
نوشته شده در جمعه 11 اسفند1385ساعت 2:28 توسط رضا
|
بزرگترين راه ها با کوچکترين گامها آغاز شده و سخت ترين گام اولين گام است !
زندگي يعني ,تکاپو .
زندگي يعني ,هياهو .
زندگي يعني ,شب نو, روز نو, انديشه نو .
زندگي يعني ,غم نو, حسرت نو , پيشه نو .
زندگي بايست سر شار از تکان و تازگي باشد .
زندگي بايست در پيچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذيرد .
زندگي بايد يک دم , يک نفس حتي ز جنبش وانماند ,
گر چه جنبش براي مقصدي بيهوده باشد .
زندگي همچو آب است .
آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت
و بوي گند مي گيرد .
در هلال آبگيرش غنچه لبخند مي ميرد ...
+
نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 2:18 توسط رضا
|
چه كسي خواهد ديد ؟
مردنم را بي تو
گاه ميانديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس ميگويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر ...
چه كسي باور كرد ؟
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد ...
+
نوشته شده در جمعه 27 بهمن1385ساعت 1:49 توسط رضا
|
اگرنمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي ،بوته باش
اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش
و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش
ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه!
همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود
در اين دنيا براي همه ما كاري هست
كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر
و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش
+
نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 3:26 توسط رضا
|
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد ! زمان ، در بستر شب ، خواب و بيدار است ، سياهي تار مي بندد ، چراغ ماه ، لرزان ، از نسيم سرد پاييز است ، دل بي تاب و بي آرام من ، از شوق لبريز است ، به هر سو ، چشم من رو مي کند : فرداست ! سحر از ماوراي ظلمت ِ شب مي زند لبخند قناري ها سرود صبح مي خوانند ... ... من آنجا ، چشم در راه ِ توام . ناگاه : تو را ، از دور مي بينم که مي آيي ، تو را از دور مي بينم که مي خندي ، تو را از دور مي بينم که مي خندي و مي آيي ، ... نگاهم باز حيران تو خواهد ماند
+
نوشته شده در جمعه 20 بهمن1385ساعت 6:3 توسط رضا
|
من دوزخـــم اجازه ندارم بهشـــــت را
بگــذار تلــخ گريه كنــم سرنوشــت را
من دوزخم مرا به جهان تو راه نيست
زيبا كجــاي قصـه پذيرفته زشــــت را؟
چشم مرا بگير كه اين آبشــــار سرخ
لايق نبـــــود سبـــزي ارديبهـــشت را
بـا مــن دلــي بــراي تپيــدن نيافــريــد
جاي دلم گذاشته يك مشت خشت را
مي خواستم كمي به تو نزديكتر شوم...
مـن دوزخــم اجـازه نـدارم بهشـــت را
+
نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 3:53 توسط رضا
|